کد خبر: 3927
تاریخ انتشار: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۴
سعید جلالی قدیری،

کلیات حال حاضر صنعت پوشاک این طور است که بازار و پتانسیل‌های خیلی خوبی برای صادرات وجود دارد اما با بی تدبیری این فرصت طلایی را از دست می‌دهیم.

به گزارش "سفیرتجارت"، در حالی سال ۱۳۹۸ از سوی مقام معظم رهبری، سال رونق تولید نامگذاری شده است که سایه رکود و در پی آن تورم بر بازار و اقتصاد کشور سنگینی می‌کند؛ این رکود علاوه بر کاهش قدرت خرید مردم  بر روی تولید واحدهای صنعتی و اقتصادی نیز سایه انداخته و امکان بهبود اوضاع اقتصادی را مادامی که ارزش پول ملی تقویت نشود، در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. در همین راستا با سعید جلالی قدیری، دبیر اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ایران در خصوص شرایط حاکم بر صنعت نساجی به بحث و گفت و گو نشسته ایم که در ادامه از نظر می گذرد...

***آقای مهندس بفرمائید که با توجه به شرایط و اوضاع ارز و شرایط فعلی صنعت نساجی، راهکار شما برای بهبود شرایط اقتصادی چیست؟

در شرایط فعلی کشور، رونق تولید می‌تواند راهکاری مؤثر در جهت بهبود شرایط اقتصادی، کاهش قیمت تمام شده محصولات تولیدی و کاهش نرخ تورم بوده و قدرت خرید مردم را تا حدی افزایش دهد؛ اما رونق تولید هنگامی می‌تواند منجر به رونق اقتصادی شود که بازارهای پر رونقی نیز داشته باشیم، به عبارت دیگر پیش شرط رونق تولید، رونق کسب و کار و رونق بازار، همزمان با تقویت قدرت خرید مردم است و به نوعی، رونق تولید و رونق بازار، لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

هم اکنون در شرایطی هستیم که باید خیلی به داشته‌هایمان تکیه کنیم. اقتصاد مقاومتی که می‌گفتند و درک درستی نسبت به آن نداشته ایم، هم اکنون در شرایطی هستیم که باید آنرا خوب درک کنیم. فکر می‌کنم بحث اقتصاد مقاومتی از 5-6 سال پیش شکل گرفته است. اگر به شرایط آن زمان نگاه کنید، شرایط نسبتا ایمن بود، متاسفانه به دلیل عدم استفاده از بهینه و مناسب فرصت های زیادی را از دست دادید.

طی یک دوره‌ای در سال های 91 و 92، همانند شرایط فعلی کشور دلار افزایش قیمت حدود 300 درصدی را تجربه کرد. بعد از حدود 2 یا 3 سال مجدد شرایط ایمن شد. از طرفی روند معکوس شروع شد و کالاهای خارجی به کشور با شدت و حجم بیشتری سرازیر شد. در همان شرایط بود که بحث اقتصاد مقاومتی شروع شد. اگر دولتمردان ما واقعا نسبت به این موضوع عزم داشتند، قاعدتا هم اکنون مجبور نبودیم اقتصاد مقاومتی را لمس کنیم و به عینه ببینیم و شرایط‌ مان هم خیلی بهتر از این بود. بنابراین سیستم و شرایط حاکم بر سیستم طوری شد که ما را مجبور به قبول چیزهایی کرد که هم اکنون می‌توانیم نفت هم نداشته باشیم، دلار هم نداشته باشیم، باید روی پای خودمان بایستیم و راه دیگری نمانده و همان راهی که 5-6 سال قبل مقامات ارشد نظام ما تحت عنوان اقتصاد مقاومتی نشان دادند، باید به آن عمل کنیم. معتقد هستم خود برخی از بخش های بدنه دولت و مجلس هم در تعریف و فهم اقتصاد مقاومتی درمانده است؛ بنابراین در دوره قبلی مجموعه کارگزاران نظام، اعم از مجلس، دولت، قوه قضائیه همه اشتباه کردند که در نتیجه به اینجا رسانده اند.

حال در این شرایط، صنعت پوشاک و زنجیره قبل از آن همچون طراحی و مد و پس از آن تولید الیاف، ریسندگی و بافندگی و در انتهای این زنجیره که به توزیع و صادرات ختم می شود، همگی دارای زنجیره ارزش افزوده است. ما در این زنجیره ارزش در حوزه‌های مختلف آن به ویژه صنعت پوشاک، سال‌های سال مورد هجوم کالای قاچاق بوده ایم.

در بخش پوشاک، چیزی که پیش تر در سال‌های 95-96 به عنوان قاچاق اعلام می شد، بالغ بر سه میلیارد دلار بود که البته برآورد ما خیلی بیشتر از این رقم بوده است. واردات رسمی، 60 میلیون دلار اعلام شد، در عین حال یعنی حجم عظیمی از پوشاکی که به کشور وارد می‌شد قاچاق بود. به نظر می رسد که 60 میلیون دلار، نیز پوششی برای آن کالای قاچاق بود.

***اینها همه در چه شرایطی به‌وجود آمده بود؟

بعد از سال 91 و 92 که قیمت ارز جهش داشت و تحریم هم بر کشورمان اعمال شده بود، تولیدات داخل همانند حال حاضر، مقرون به صرفه بود آن موقع هم همه چیز نقدی شد و صادرات مقرون به صرفه شد.

*** آن موقع شرایط را چطور از دست دادیم؟

ما به سبب تحریم، در بازارهایمان را باز کرده بودیم، ایران باید مبادله می‌داشت، هنوز هم به نفت خیلی متکی نبود. نفت می‌داد و کالا می‌گرفت؛ دقیقا همین شرایط فعلی.

بعد از مدتی این شرایط نیز عادی شد، چرا که قیمت دلار هم آن زمان بالا نرفت بلکه واقعی شده بود، پیش از آن یارانه ای که به دلار تعلق می گرفت موجب افزایش تورم، جنس داخلی گرانتر و واردات به صرفه تر شد. بعد که قیمت دلار افزایش پیدا کرد در مقطعی همه چیز یکسان شد و در بخش هایی قیمت ها افزایش و صادرات هم مقرون به صرفه شد. بعد از آن دوباره قیمت دلار ثابت ماند، تورم هم سال به سال بالا رفت، تمام نهاده‌های تولیدی بیش از صد درصد تورم را تجربه کردند، به عقیده من حداقل در بخش نساجی این رقم بیش از اعداد اعلام شده بود و به نظر می رسد حتی 200 درصد و بالاتر را تجربه کرد. مجددا تولیدات به صرفه نبود و این امر به جهت عدم توانایی شرکت ها و تولید کنندگان داخلی نبود.

با شرایط به وجود آمده مجددا حرکت به سمت قاچاق آغاز شد پس از آن اختلاف قیمت خیلی از محصولات، آنقدر جذاب شد که سیستم‌های فروش مدرن شده اند، مجتمع‌ها و هایپرهای جدید و بزرگ آمدند و مراکز عرضه آماده شد برای تولیداتی که وجود نداشت، چون به صرفه نبود. مرکز عرضه بزرگ، ناگهان بورس شد و همه در کل کشور، مراکز عرضه زدند. حال سوال اینجاست این مرکز به چه شکل باید تامین می شدند؟ با واردات؟ چطور وارد کنیم که به‌صرفه باشد؟ بهترین راه قاچاق بود، ما در این دوره ضربه شدیدی خوردیم.

حال در جایی ایستاده ایم که چند سال پیش بر آن تکیه زده ایم اگر بخواهیم شرایط را همچون گذشته پیش ببریم و اگر تدبیر نکنیم، مجددا همه آن شرایط مجددا تکرار خواهد شد و تولید ما که پیش تر به جهت رفتارهای اشتباه ضعیف شده است بیش از پیش ضعیف تر خواهد شد.

 فکر کنید نرخ قاچاق پوشاک که به عقیده دوستان 3 میلیارد دلار بوده است، با دلار آن موقع که دلار ترجیحی 2500 تومانی و بعدش 3200 تومانی شد، و دلار واقعی بالاتر بود. حدود 30 تا 40 درصد مصرف پوشاک کشور از راه قاچاق تامین می‌شد. یعنی یک سوم سهم بازار را در اختیار نداشتیم. نداشتن یک سوم سهم، بخش بزرگی بود که باعث شد حجم تولیدات پایین بیاید. که به دنبال آن تنوع و کیفیت هم خودبه‌خود در جاهایی دچار خدشته شد و این سهم از سی درصد کوچک‌تر می‌شد.

هم اکنون به دوره‌ای رسیدیم که تولید داخل مقداری رونق پیدا کرده است. با چه شرایطی؟ با شرایطی که تولید کنندگان بسیار ضعیف شده اند اما ساختار قبلی خود را دارند و باید جواب بازاری را بدهند که اولا در حال مبارزه با قاچاق آن هستیم، دوما قیمت ارز جابه‌جا شده و در کوتاه مدت، کالای خارجی به صرفه نیست؛ در عین حال باید صنعت پوشاک به سرعت، قابل ترمیم است.

***چطور می توان این قدرت بالقوه را به بالفعل تبدیل کرد؟

در حال حاضر مشکل اصلی مواد اولیه و نقدینگی است. پتروشیمی ها یک بخش آن این زنجیره ارزش را تامین می کنند و پنبه، پشم و الیاف طبیعی بخش دیگر آن هستند. هم اکنون مواد اولیه به سختی تامین می‌شود.

*** آقای مهندس وضعیت حال حاضر صنعت پوشاک را شما چطور ارزیابی می کنید؟

بازار در حال حاضر برای صنعت پوشاک جذاب شده و وضعیت پوشاک بسیار عالی است. ما در حدی هستیم که می توانیم ادعا کنیم که امسال بتوانیم جهش صادراتی 200 تا 300 درصدی داشته باشیم؛ این یک واقعیت است. چرا که ما غیر از مواد اولیه که نرخ آن جهانی است؛ هنوز به نسبت دیگر رقبا مزیت هایی چون انرژی و نیروی متخصص با قیمت مناسب تر را در اختیار داریم که این امر موجب می شود که قیمت تمام شده کاهش پیدا کند. قیمت‌های تولید کنندگان داخلی در حال حاضر نزدیک به 30 تا 40 درصد پایین‌تر از قیمت‌های نرم جهانی در محصول تمام شده است. این باعث می‌شود عراقی ها یا افعانستانی ها که به ایران می‌آید، به شدت علاقه‌مند شوند که محصولات ما را بخرد.

 ***هم اکنون چالشی که صنایع پوشاک با آن روبرو است، چیست؟

دولت ارز لازم برای تامین مواد اولیه را همچون خیلی از صنایع دیگر تامین نمی‌کند، بیش از 50 تا 60 درصد پنبه‌ مصرفی صنایه نساجی وارداتی است چرا که ایران به  کشور خشک و بی آبی تبدیل شده است و پنبه تولیدی داخلی جوابگوی نیاز ما نیست؛ در حوزه‌های پتروشیمی وضع به همین ترتیب است. مواد اولیه کارخانجات پایین دست صنایع پتروشیمی که تولید کننده الیاف وارداتی است در تامین مواد اولیه خود دچار مشکل هستند؛ در عین حال این در حوزه‌هایی است که می‌توانیم تولید کنیم. در حوزه‌هایی هم که نمی‌توانیم تولید کنیم، دلار جلوی ارز را گرفته و به راحتی به تولید کننده ارائه نمی‌دهد.

در سطح کلان تخصیص ارز برای مواد اولیه صنعت نساجی یکی از مشکلاتی است که ما با آن دست وپنجه نرم می کنیم. حال دولت ممکن است توجیه هایی برای این داشته باشد که مثلا ارز موجود محدود است و زنجیره مشخص نیست چرا که ممکن است کسانی خریداری کنند که صلاحیت ندارند، حال باید گفت چقدر طول می‌کشد تا این دلایل را مرتفع کنیم؟ حدود یک سال است که با این مشکل مواجه هستیم. هیچ چیز شفاف نیست و نمی‌دانید فردا تکلیف شما چیست، قیمت‌ها هر روز تغییر می‌کند. برای تولید کننده پوشاک هم اکنون بهترین بازار وجود دارد، تولید کننده خود را با سختی‌ها تربیت کرده، آبدیده کرده که جنس با کیفیت تولید کند. بازارهای جهانی را می‌بیند که می‌تواند صادر کند، اما نمی‌تواند چرا که ماده اولیه را ندارد؛ از سویی هم نقدینگی‌اش با توجه به تورم موجود یک سوم شده است.

کلیات حال حاضر صنعت پوشاک این طور است که بازار بسیار خوبی وجود دارد. پتانسیل‌های خیلی خوبی برای صادرات وجود دارد اما ممکن است با بی تدبیری این فرصت طلایی را از دست می‌دهیم.

هم اکنون بزرگترین بیمی که وجود دارد این است که صنایع نساجی به سرنوشت سال‌های 94 و 95 گرفتار شود. این که قاچاق دو سه برابر شود. این بار دیگر جای خطا نیست و تمامی تولید کنندگان و صادرکنندگان را ویران می‌کند. اگر به بنیه های تولید داخل تکیه کنیم قطعا موفق خواهیم شد در بدبینانه ترین حالت همه چیز خراب خواهد شد. حال این سوال مطرح است که آیا در صنعت خودرو سازی، به خودروسازان داخلی اعتماد نکرده اند؟ آن هم که تازه دست خود دولت است. به نظرم اگر دست بنگاه دیگری بود، از این بخش گذر می‌کرد.

***هم اکنون بازارهای هدف شرکت‌های فعال در حوزه نساجی، کجاست؟

در همه کشورها فعالیت می کنیم، به‌خصوص در فرش ماشینی که بازار آن گسترده‌تر از دیگر بخش ها است. اما در حال حاضر نمی توانیم با بسیاری از کشورها کار کنیم. هم اکنون اولویت ما کشورهای منطقه همچون عراق، افغانسان، ارمنستان، آذربایجان، حوزه خلیج فارس است. دولت زمانی آنها را نادیده گرفت و این امر موجب شد که ضربه مهلکی به صنایع وارد شد؛ در همین شرایط می‌توانیم به بازارهای اروپایی هم صادر کنیم، اما با مشکلات عدیده ای روبرو هستیم.

***دربحث صادرات به کشورهای همسایه فکر می‌کنید چه راهی اگر برویم موفق‌تر می‌شویم، مخصوصا در بازار عراق و افغانستان که ایران، ارتباط گسترده‌تری با آنها دارد؟ برنامه‌های شما چیست؟

بخش خصوصی تا حدی می‌تواند در این زمینه کار انجام دهد که کارش را هم انجام می‌دهد. در حوزه پوشاک، بیشترین صادرات ما در سال‌های  قبل به عراق بوده است. منتها در یکی دو سال گذشته، مقداری شکل بهتری به خودش گرفته است؛ سال قبل که یک نمایشگاه در ایران برپاشد و هیئت عراقی به ایران آمد و استارت کار جدی‌تر زده شد.

آخر ماه رمضان در نمایشگاه فروش بغداد، حضور جدی خواهیم داشت. در این حد که برویم، سرمایه گذاری و تلاش خودمان را برای جذب بازار آنها کنیم. از آن به بعد دولت باید نقش خود را به درستی انجام دهد. در حوزه‌هایی مثل بازار عراق، از بازگشت ارز صادراتی معاف بودیم که دوباره برقرار شد. ما هم خیلی اصراری به این موضوع نداریم که معافیتی صورت گیرد. دولت وقتی چیزی را تشخیص داده، باید به آن عمل کنیم.

از طرفی باید دولت، تسهیلاتی در بازار عراق در نظر بگیرد، به طور مثال در بحث نمایشگاه‌ها، دفاتر تجاری، حمل و نقل، گمرکی و مسائلی از این دست که در اختیار دولت است تسهیلاتی ایجاد کند. دولت هم اکنون از طریق کارگزارانش عمل می‌کند. پیشنهاد ما این است که از پتانسیل تشکل‌های شناسنامه‌دار صادراتی در این بخش استفاده کنید. اگر این امور را واگذار کنند، چون سازمان‌ها بیشتر به کارگزاران خودشان امکانات می‌دهند. آنها هم درست است که این کار را حرفه‌ای انجام می‌دهند، اما خیلی تخصصی با زیربخش‌ها در ارتباط نیستند و اطلاعات تخصصی کمتری دارند. ما باید با اینها مراودات بیشتری داشته باشیم.

از سویی دیگر این که در موارد تضمین، مانند تضمین صادرات، تضمین مبالغی که صادر می‌شود، اعطای تسهیلاتی که منجر به افزایش صادرات هر محصولی می‌شود، اینجاها نقش‌هایی است که دولت باید به عنوان نهاد فرادستی در آن وارد شود. این نقش‌های کلان، به نظر می‌آید در جاهایی فراموش می‌شود. اگر تسهیلاتی برای حضور در نمایشگاه‌ها در نظر می‌گیرند، باید به موقع و بجا و مطابق آیین نامه‌های خودش تامین کنند.

***اگر مطلب دیگری دارید بفرمائید؟

به هر حال چون روابط خوبی با سوریه، عراق و جاهای دیگر، داریم می‌توانیم از روابط‌ مان استفاده خوبی کنیم و دفاترمان را در آنجا توسعه دهیم؛ در عین حال وزارت امور خارجه، مقداری نقش دفاتر اقتصادی‌اش را فعال‌تر کند. با این سیستم خیلی نمی‌شود کار کرد.

***ممنونم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =

آخرین اخبار